یاسین یاسین ، تا این لحظه: 19 سال و 2 روز سن داره

یاسین یاس روی زمین

ای تو لنگر گاه تسکین دلم

ای مطلع شرق تغزل چشمهایت خورشید ها سرمی زنند از پیش پایت ای عطر تو از آسمان نیلوفری تر پیچیده در هرم نفسهایم ، هوایت نفسمی مامان ، دوست ترت دارم از هرچه هست / ای تو به من از خود من خویش تر .  لحظه های آغاز نفسهایت نزدیک می شود ، و فصل نوی زندگیم را به یادم می آورد مادر بودن با تو معنا پیدا کرد ،   دوست تر از آنکه بگویم چقدر بیشتر از بیشتر از بیشتر ...
24 مهر 1390

نکته های زندگی

لطفا در زندگی فقط خودت باش چون بقیه نقشها توسط دیگران گرفته شده     نازنینم ، خداوند وجود تورا یکتا آفریده است شاکرش باش،‌و قدر  زیستنت را بدان که تو یگانه ترین در خلقت بزرگ خداوندی . و بدان که او عاشقانه در کنارت همواره است ...
21 مهر 1390

بوی مهر

پاک کن هایی زپاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم گرمی دستان مان از آه بود برگ دفترهای مان از کاه بود تا درون نیمکت جا می شدیم ما پر از تصمیم کبری می شدیم با وجود سوز و سرمای شدید ریزعلی پیراهنش را می درید کاش می شد باز کوچک می شدیم لااقل یک روز کودک می شدیم عزیز دل مامان ، شاید این آرزوی خیلی از ما آدم بزرگا باشه ، شما هم یه روز بزرگ می شی ، امیدوارم لحظه لحظه دوران کودکیت  برات یاد آور خاطرات شیرین باشه  . ...
21 مهر 1390

تو آفتاب منی

پسر گلم نازنینم تو آفتاب منی با تو باک از آنم نیست که یک ستاره به هر هفت آسمانم نیست آ رامش وجود من و بابایی .خیلی دوستت داریم .
17 مهر 1390

سلام

وقتی همه جا از غزل من سخنی هست                                یعنی همه جا تو ، همه جا تو ، همه حا تو یاس خوشبوی مادر ، سراسر زندگیمان سرشار از نگاه های پاک توست نقش زندگی را زیبا رسم کن و زیبا زندگی کن ، که زیبا زیستنت آرزوی ماست   ...
16 مهر 1390

بدون عنوان

وقتی می بینمت دلم وا میشه خنده روی لبم شکوفا میشه وقتی تو نیستی همه چی گم می شه وقتی تو هستی همه پیدا می شه خلاصه قصه ما ما یه جمله س . یه جمله همیشه عاشقانه . خنده تو عزیز قلب مادر  عشق توی کاشانه ما می باره .   ...
13 مهر 1390